اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

187

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

مسيحيان را ملاحظه كرد سيزده مقاله يافت : يكى قول آنكه ميگويد مسيح و مادرش دو خدا بودند . ديگر قول آنكه ميگويد مسيح نسبت به پدر چون شعله آتشى است كه از شعله آتشى جدا شده باشد بىآنكه شعله اول از جدايى شعله دوم كم شود . ديگر قول آنكه بخدايى مسيح معتقد است . ديگر قول آنكه مسيح را بنده ميداند . ديگر قول آنكه مىگويد جسد مسيح شبهى بيش نبود ، مانند متى و پيروانش . ديگر قول آنكه مىگويد مسيح همان » كلمه « است . ديگر قول آنكه مىگويد مسيح پسر است . ديگر قول آنكه مىگويد مسيح روحى است قديم . ديگر قول آنكه مىگويد مسيح پسر يوسف است . ديگر قول آنكه مىگويد مسيح پيغمبرى از پيغمبران است . ديگر قول آنكه ميگويد مسيح لاهوتى و ناسوتى است . قسطنطين سيصد و هيجده اسقف و چهار بطريق را كه در آن تاريخ جز آنها كسى نبود جمع كرد ، بطريق اسكندريه ميگفت : مسيح معبود است و مخلوق ، و چون ديگران فراهم شدند با او مناظره كردند و همه بر آن اتفاق كردند كه مسيح پيش از همه مخلوقات از پدر پديد آمده و از طبيعت پدر است ، نامى از روح القدس نبردند و او را خالق يا مخلوق ندانستند و سخن باينجا تمام شد كه پدر خدا است و پسر خدايى از او است ، آنگاه از نيقيه بيرون رفتند . پادشاهى قسطنطين پنجاه و پنج سال بود . [ 1 ]

--> [ 1 ] قسطنطين از 306 تا 337 ميلادى هفت سال در زد و خورد با ماكسانس و بيست و پنج سال ديگر با استقلال سلطنت داشت ( تاريخ رم ص 334 ) .